پس از جشن گرفتن پیروزیشان مقابل الثامن، علاءالدین و دوستانش سرزمین سیندریا را ترک میکنند. اما با پایان نبرد، زمان آن میرسد که هرکدام راه جداگانهای در پیش بگیرند. هاکوریو و کوگیوکو مأمور میشوند به کشورشان، امپراتوری کو، بازگردند.
در همین حال، علاءالدین اعلام میکند که باید راهی ماگنوشتات—کشوری مرموز که توسط جادوگران اداره میشود—شود تا رویدادهای عجیب این سرزمین را بررسی کند و مهارتهای جادوییاش را ارتقا دهد. با الهام از حرفهای علاءالدین، علیبابا و مورجیانا نیز برای دنبال کردن اهداف خود راه میافتند؛ علیبابا برای تمرین و مورجیانا برای بازگشت به سرزمین مادریاش.
مگی: هزارتوی جادو ماجراهای این دوستان را دنبال میکند؛ هرکدام در مسیر جداگانهی خود با چالشهایی روبهرو میشوند. اما در پسِ این سفرها، تهدیدی تازه در حال شکلگیری است و سایهی جنگی بزرگ بر افق نمایان میشود…