شیزوکو بعد از کمپ قبلی تصمیم میگیرد کمتر به گنسان تکیه کند و برای سفرهای بعدی جدیتر آماده شود. اما یک آشنایی غیرمنتظره، ذهنش را حسابی درگیر میکند و احساساتش نسبت به گنسان پررنگتر میشود.