معرفی
ماجرا دربارهی آلوکارده؛ یه خونآشام خیلی قوی و مرموز که برعکس بقیهی خونآشامها، برای شکار کردن موجودات خطرناک کار میکنه.
کنارش هم سِراس ویکتوریا هست؛ یه دختر پلیس که بعد از یه اتفاق عجیب، خودش تبدیل به خونآشام میشه.
این دوتا برای یه گروه مخصوص توی انگلستان کار میکنن؛ گروهی که وظیفهش نابود کردن خونآشامهای خطرناک و هیولاهاییه که مردم رو تهدید میکنن.
اما کمکم، وسط مأموریتهاشون، میفهمن یه جور نسل جدید و عجیب از خونآشامها داره سر و کلهش پیدا میشه؛ موجوداتی که انگار خطرشون خیلی بیشتر از چیزیه که اولش به نظر میاد...