لویی بیشتر از قبل در تاریکی بازار سیاه فرو میرود و لگوشی هم برای مهار غریزهاش راه سختی را شروع کرده است. وسط این فشارها، فاصلهاش با هارو بیشتر میشود و یک گفتوگوی ساده، حسابی همهچیز را پیچیده میکند.
2
نظر
shimazo
گفتم که احساس میکنم یه گیاه خوار این داستان رو نوشته؟