بعد از شب آبی، شیرو با تصمیمی سخت روبهرو میشود؛ دو نوزاد که خون ساتان را دارند، وسط نقشههای محفل و شیاطین گیر افتادهاند. او باید بین نفرت قدیمیاش و قولی که داده راهی پیدا کند.