رین هنوز درگیر کنترل شعلههای آبی و نگاه سنگین بقیه جنگیرهاست که خبر دزدیده شدن چشم چپ پادشاه ناپاک همه را به هم میریزد. وقتی یک بچه گروگان گرفته میشود، او نمیتواند کنار بایستد و پایش به مأموریتی خطرناک باز میشود.