آرل بعد از نجات یک کاروان از حمله اورکها، راهی برسگیا، شهر شمشیرزنها میشود تا خودش را بین جنگجوهای قویتر محک بزند. اما بیکلاس بودنش خیلی زود دردسر درست میکند و پایش را به گیلدی میکشاند که حالوروز عجیبی دارد.