معرفی
اول می ۱۹۴۵، برلین. همزمان با برافراشته شدن پرچم شوروی توسط ارتش سرخ، گروهی از افسران نازی با استفاده از کشتار رخداده در شهر، آیینی را اجرا میکنند تا LDO را احضار کنند؛ ابرانسانهایی که بازگشتشان میتواند به نابودی جهان بینجامد. اینکه آیا آنها در کار خود موفق شدهاند یا نه، در هالهای از ابهام باقی میماند.
زمان حال، شهر سوواهارا. رن فوجی روزهایش را پس از درگیریای خشونتآمیز با بهترین دوستش، شیرو، در بیمارستان میگذراند. او میکوشد به داشتههای اندکش دل ببندد، اما همواره با گفتهی شیرو آزار میبیند: «هر کسی که در این شهر بماند، سرانجام عقلش را از دست میدهد.»
در کنار این زمزمهی شوم، رن گرفتار کابوسی تکرارشونده است؛ رؤیایی از گیوتین، قتل و شوالیههایی سیاهپوش که بیوقفه در تعقیب او هستند.