یونا برای پیدا کردن تخممرغ راهی روستایی دور میشود و با جادوی تازهاش رفتوآمد را حسابی آسانتر میکند. اما وقتی حال بد بچههای یتیمخانه را میبیند، دنبال راهی میگردد که هم شکمشان سیر شود، هم خودشان روی پایشان بایستند.