بعد از شکست دادن وایپر سیاه، یونا با خانه و لباس خرسیاش حسابی تو شهر سر زبانها میافتد. وقتی گیلد او را برای دیدار با لرد کلیف صدا میزند، نگرانیاش از دردسرهای اشرافی خیلی زود با یک دختر کنجکاو و عاشق خرسها قاطی میشود.