یونا بعد از دردسرهای شهر ساحلی به کریمونیا برمیگردد، اما هنوز کارهای ناتمام زیادی دور و برش هست. او میخواهد به قولش به فینا عمل کند و او را برای اولین بار به دیدن دریا ببرد؛ سفری آرام، بامزه و پر از لحظههای خرسی.