گاوروش با وجود زخمش نگران دو کودک یتیم است و کوزت همراه پدرش دست به کار میشود تا به آنها کمک کند. در خانه، امید به بهبود ماریوس و ساختن آیندهای تازه برای بچهها آرامآرام جان میگیرد.