کوزت و ماریوس بیشتر با دنیای هم آشنا میشوند و حرفهایشان پای گذشته، فقر و بچههای تنها را وسط میکشد. همزمان گاوروش در خیابانهای سرد پاریس با دو کودک گرسنه روبهرو میشود و تصمیم میگیرد تنها رهایشان نکند.