کوزت و ژان والژان در صومعه پناه میگیرند و کمکم با زندگی تازه کنار میآیند. کوزت میان دخترهای مدرسه دوست پیدا میکند، اما صداهای پشت دیوار و یک آهنگ فلوت مرموز، دلش را هوایی دنیای بیرون میکند.