هومورا با دیدن حقیقت گذشته والکری، به روزهایی برمیگردد که یک ماشین برایش از هر مادری نزدیکتر بود. رابطه استاد و شاگردی آنها، زخمهای قدیمی و جستوجوی مادر واقعی هومورا، این قسمت را احساسیتر و سنگینتر میکند.