با نزدیک شدن خطر حمله به عمارت، سوبارو و همراهانش برای نجات اوضاع تصمیمی فوری میگیرند. در محراب نیز امیلیا پس از روبهرو شدن با گذشتهاش، باید اعتماد تازهای را بپذیرد و مسیر خود را روشنتر کند.
12
نظر
Erfan
2 ماه پیش
این متجرمه دختر خاله منه هاااااا
3
arvin
سوگوییی
8
Karen
چرا پسره سوبارو از جادوگر طمع نخواست بهش قدرت بده مگه جادوگره نگف هر سوالی میخای بپرس
5
Taha(بازنشسته این سایت)
حس میکنم یا خیلی سریع تمومش میکنن خو فصل ۳ یا ۴ یا اینکه خیلی طولانی بشه چون رم رو بر نگردوندن کلی ساحره هست کلی اسفق هست حالا نمیدونم اسفقه یا اسقف اون اژدهایی که تو داستانا میگفتن
4
میکا دختر عمو پدر انیمه
الان برام چند سوال شد امیلیا همون ساتلاست یا اینکه دختر ساتلا هست ؟یا اینکه در اینده ساتلا شه؟
3
سایتاما ایرانی
چرا چرا شاهکار ها طولانی باید باشند
3
Taha(بازنشسته این سایت)
فکر کنم پدر مادرشون از هم طلاق گرفته بودن هر کی یه فامیلی برداشته بود اونجوری که این میگفت سلیقه بد بود شانسش
3
چارلی مورنیگ استار
7 ماه پیش
قشنگ
AdrianRJ
3 ماه پیش
این قسمت رو دوست نداشتم
چارلی مورنیگ استار
7 ماه پیش
تجدید دیدار قشنگی بود
اجیه مملکتم 💗
2 ماه پیش
بچه ها یک سوال آیا واقعا پایان این داستان ناتسوکی سوبارو دیوانه و افسرده میشه 🥲