باران شدید شکر نقرهای کارگاه را خراب میکند و آن برای نجات سفارش جشن، دنبال کمک یک صنعتگر آزاد میرود. اما قبول گرفتن کمک کت ساده نیست و آن خیلی زود وارد شرطی سخت با هیو میشود؛ شرطی که به نوآ و گذشتهاش گره خورده است.