آدونیس و دوروکا بعد از ضربهای سنگین در برابر شیروساگی گیر میافتند و هر لحظه فرصت کمتری برای فرار دارند. وقتی امید کمرنگ میشود، دوروکا مجبور میشود از جادویی استفاده کند که همیشه از آن فراری بوده است.