شب کریسمس برای ماکوتو، ریوجی و آئویی آنقدرها هم آرام و رویایی پیش نمیرود. قرارهای بههمخورده، دلخوریهای پنهان و یک تصمیم ناگهانی، آنها را زیر برف و آسمان زمستانی به لحظههایی نزدیکتر میکشاند.
وای چرا اینطوری شددددددد من عاشق این دوتام ماکوتو چرا اینطوری میکنییییی
3
_(._.)_🖤❤️🔥
چرا شماها انقدر از آئوی بدتون میاد،من که خودم خیلی باهاش خیلی حال میکنم
3
Ninja711
نمیتونمممم😢😢😢 خدایاا آئویی رو محو کننننن 😢😢😢😢
3
کاچان🦔 اوتاکو 👌
الان دوباره باز یه ادم عاقلی میاد مینویسه : وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییییییییی هفت روز // انگار ما کوریم خودمون نمیبینیم
3
yuuichi
اصلا هم چون ریوجی و ماکوتو به هم زدن گریه نمی کنم...این زندگی دیگه ارزش نداره
2
AETER
فهمیدم که قدرت دیدن آینده رو دارم . هاهاهاهاها . فکر کیس کردند کردن . یو هاهاهاها . ایشالا عملیش هم میبینیم . ولی کی خدا میدونه 😅😅😅😅😅