سیسبل، شاهدخت نبولیس، با رازی خطرناک سراغ ایسکا میآید و از او کمک میخواهد؛ در حالی که آلیس هم رد او را میگیرد. همزمان سایه یک «شکار جادوگر» روی سفرشان میافتد و اعتماد بین دو کشور از همیشه شکنندهتر میشود.