یویی بعد از ربوده شدن، در عمارتی ناآشنا چشم باز میکند و با برادران موکامی روبهرو میشود؛ خونآشامهایی که او را «ایو» صدا میزنند و برای نقشهای مرموز به خونش نیاز دارند.
11
نظر
kaname
ای خداااا. کراش پشت کراااش! :)
12
ارمیتا
ای خداااا اون پسرا کم بودن حالا این یکی پسرا هم اضافه شدن =/
14
Tokyo
اون پسرا قوی هستن اما دختره هم خیلی ضعیفه
7
....
ناموسا اینا چی زدن ؟؟؟😐
3
Rimuru Tempest
واقعا اسمش حقشه
4
ننه ممد قلی می فر ماید:
من عاشق پسراش شدم
واگر جا دختره بودم زانو می زدم ومی گفتم ظرفی
بیاورید تادران برای شما خون بدم