نانامی پس از بیدار شدن در جزیره با فراموشی، مدتی کنار شیروها و پدربزرگش زندگی میکند و آرامآرام با گذشته و تنهایی این خانواده آشنا میشود. تلاش او برای بازسازی طعم یک غذای قدیمی، پیوند تازهای میان خاطرات گمشده و روزهای تابستانی میسازد.