آلبرت که سعی دارد علاقهاش به دانستن را نادیده بگیرد، با حرفهای یک نانوا و گفتوگویی عجیب در کلیسا دوباره به گذشتهاش کشیده میشود؛ جایی که آسمان شب و یک معلم تازه، مسیر فکرش را عوض کردند.