شاهزاده یه، برای اذیت کردن همسر دردسرسازش او را به کارهای تالار خودش میکشاند؛ اما او با زرنگی و زبان تندش آرامش قصر را به هم میریزد. وسط حسادتها و دستورهای عجیب، یک اتفاق مرموز کنار درخت خشکیده قصر همه را کنجکاو میکند.