شینوبو با اصرار و احساسات بیپردهاش دوباره آرامش میاگی را به هم میزند؛ مردی که هنوز با گذشتهاش کنار نیامده و حالا نمیداند این پسر سمج فقط دردسر است یا چیزی که کمکم دارد به دلش راه پیدا میکند.