آگها بعد از دیدار با ایگور میفهمد برکتهایش فقط یک لطف ساده نیست و میتواند آینده قلمرو کیکونوی را عوض کند. حالا بین ایده مدرسه موسیقی، غذای تازه و هدیهای برای شاهدخت، سرش حسابی شلوغ میشود.