در آیندهای که کودکان اندک شدهاند و بهعنوان باارزشترین داراییهای ژاپن شناخته میشوند، کریسمس به افسانهای متعلق به گذشته بدل شده است.
برای دانشآموزان آکادمی رفاهی دایکوکو—یک مدرسهی شبانهروزی که در آن آموزش میبینند، محافظت میشوند و بهطور مداوم تحت نظارت قرار دارند—شخصیت افسانهای بابانوئل چیزی جز داستانی خیالی نیست.
اما برای بزرگسالان، بابانوئل تهدیدی کاملاً واقعی به شمار میآید؛ خطری که در صورت ظهور، باید توسط یگان تعقیب سنت نیک خنثی شود.
شیوری فویومورا، یکی از دانشآموزان آکادمی دایکوکو، مصمم است بهترین دوستش ایچیه اونو را پیدا کند؛ دختری که پس از شش ماه ناپدیدی، مرگش اعلام شده است.
یک روز صبح، فویومورا کازوشیگه ساندا، همکلاسی و نمایندهی کلاس، را احضار میکند—اما نه برای گفتگو؛ بلکه برای حمله به پسری که هیچ اطلاعی از ماجرا ندارد.
او باور دارد ساندا از نوادگان بابانوئل بدنام است؛ تنها کسی که میتواند آرزویش برای یافتن اونو را محقق کند. فویومورا مصمم است با هر وسیلهای، هویت واقعیِ خفتهی او را بیدار کند.