اییدا پس از آسیب دیدن برادرش با خشم و احساس مسئولیت به سراغ قاتل قهرمانها، استین، میرود. درگیری او با این ویلن خطرناک، میدوریا و تودوروکی را وارد موقعیتی میکند که معنای واقعی قهرمان بودن را برایشان جدیتر میسازد.