گون با ملئورون، یکی از مورچههای کیمرا، درباره تواناییهای پنهان او و امکان همکاری برای مقابله با شاه گفتوگو میکند. همزمان شرایط عملیات در پایتخت پیچیدهتر میشود و تصمیم درباره نیروی کمکی اهمیت بیشتری پیدا میکند.