با شروع سال تحصیلی جدید، کومورا وارد کلاس جدیدی میشود، همکلاسیهای جدید میبیند و پشت یک میز جدید مینشیند.
او پسری خجالتی است و کمی استرس دارد…
اما وقتی چشمش به هممیزی جدیدش، دختری به نام میه میافتد، تمام نگرانیهایش از بین میرود.
میه دختری بامزه و عجیب است که گاهی حرفهای کاملاً تصادفی و غیرمنتظره میزند.
او عینکهای ضخیمی دارد که چشمهای زیبایش را برجستهتر میکند و باعث میشود قلب کومورا تندتر بزند.
مشکل اینجاست که میه فوقالعاده فراموشکار است…
او تقریباً همیشه یادش میرود عینکش را با خودش به مدرسه بیاورد!
البته این موضوع هم جنبهی بامزهای دارد،
چون وقتی بدون عینک است، چهرهای خاص و اخمو پیدا میکند که باز هم قلب کومورا را به هم میریزد!
کومورا دوست دارد به میه کمک کند و کتابهایش را با او شریک شود،
اما سؤال اینجاست:
آیا قلبش میتواند این همه نزدیکیِ روزانه با کسی که دوستش دارد را تحمل کند؟