یوجیرو از دیدار قدیمیاش با محمد آلای میگوید؛ مردی که قدرتش فقط توی مشتهایش نبود. همزمان باکیِ زهرآلود به کوهستان هیدا میرود تا شاید دور از میدان نبرد، راهی برای برگشتن پیدا کند.