فوشی در تاکوناها با گوگو آشنا میشود؛ پسری مهربان که صورت زخمیاش را پشت نقاب پنهان کرده و خودش را هیولا میداند. زندگی کنار او، پیوران و ریان برای فوشی پر از کارهای تازه، حسهای جدید و معنی متفاوتی از خانواده است.