فوشی در رنریل مشغول آمادهکردن شهر برای حمله ناکرهاست و کمکم نقش یک ناجی را پیدا میکند. با جمعشدن دوستان قدیمی و پرسشهای تازه درباره منشأ دشمن، ترس و امید بین همه پررنگتر میشود.