هاچی بعد از دوری نانا خودش را با کار و تمرین سرگرم میکند، اما بیخبری تاکومی و مهربانی نوبو حسابی ذهنش را شلوغ کرده. بین تنهایی، ترس از قضاوت و دلبستگیهای گیجکننده، او نمیداند باید کدام احساسش را جدی بگیرد.