معرفی
این داستانِ خدمتکاری است که در این دنیا کاملاً تنها بوده، اما سرانجام خانوادهای پیدا میکند.
یوکی از کودکی اینگونه تربیت شده بود که تنها ارزشش در کُشتن است؛ او چیزی جز کارایی سرد و اجرای بیچونوچرای دستورات نمیشناخت.
حالا که فرصتی برای رها کردن گذشتهاش پیدا کرده، مقابل خانهی هیتویوشی یوکویا میایستد و تقاضای استخدام میکند… اما نه بهعنوان چیزی که انتظار میرود—بلکه بهعنوان یک خدمتکار؟!
و اینگونه، سفر یک قاتل سابق برای یاد گرفتن معنای «عادی بودن» آغاز میشود!