کو یاموری با سری، یکی از خونآشامهای آشنا، وقت میگذراند و از دردسرهای او با آدمهایی که بیش از حد به او وابسته میشوند سر درمیآورد. این قسمت به مرز میان علاقه، تنهایی و رابطه انسانها با خونآشامها میپردازد.
12
نظر
Shayan
2 ماه پیش
تق تو زندگی اینا شب می رن بیرون ما روز هم نمی تونیم
3
کانکی
اندینگش و اوینش خیلی گادههههه
4
چارلی مورنیگ استار
6 ماه پیش
ازاینا یاد گرفتم با دوستم تا صبح بیدار موندمممم🤣🤣🤣🤣
1
النا
مثل همیشه عالی
3
کیان
آخه من نمیدونم چرا کو با نازونا عاشق نمیشه اصن مگه میشه
عاشق نشی تو قیافشو ببینی یه ثانیه نشده عاشق میشی این احمق میگه من نمیتونم عاشق بشم