معرفی
گذشته و زندگی فعلی او با هم تلاقی میکنن — پسری با خاطرات دو زندگی با سرنوشت خودش روبرو میشه!
بعد از اینکه مادرش در سن کم کشته شد، ریو یتیم تلاش زیادی کرد تا در زاغهها زنده بمونه. یک روز، خاطرات هاراتو آماکاوا، که در یک حادثه فوت کرده و آرزوی دیدار دوباره با دوست دوران کودکیاش رو داشته، در ذهنش بیدار میشه و ریو میفهمه که در دنیایی پر از شمشیر و جادو تولد دوباره پیدا کرده.
نه تنها این، بلکه بعد از اینکه به طور اتفاقی جلوی تلاش برای ربودن یک شاهزاده رو میگیره، خودش رو در مدرسهای مشهور میبینه که بچههای خانوادههای نجیبزاده اونجا جمع میشن…
وقتی ریو تلاش میکنه از پایینترین سطح جامعه بالا بیاد، با ملاقاتهای جدید و خداحافظیهای زیادی روبرو میشه و میجنگه تا سرنوشت خودش رو شکست بده.