ساریفی در قصر دنبال ادامه یک کتاب میگردد و ناخواسته پایش به خاطرات قدیمی آنوبیس باز میشود؛ جایی که گذشته او با شاه، دلیل سختگیریهایش و نگاهش به انسانها کمکم روشنتر میشود.