ساریفی برای رساندن پیام صلح به سرزمین انسانها میرود و باید جلوی پادشاه یوانا از اوزمارگو دفاع کند. همزمان زمزمههایی درباره راز بزرگ شاه بالا میگیرد و آرامش قصر کمکم رنگ تردید میگیرد.