جیرایا بعد از نبردی سخت، با سه کودک یتیم در سرزمین باران روبهرو میشود و تصمیم میگیرد مدتی کنارشان بماند. میان تمرین، گرسنگی و زخمهای جنگ، کمکم جرقهی امید و سوالهای بزرگ درباره صلح در دلشان شکل میگیرد.
4
نظر
Kkk
1 ماه پیش
اینا پین و دوستش هستن
1
Bahar
1 ماه پیش
بله یک جورایی از اول می دونستم آخه خیلی شبیه نارتو بود