بعد از وقوع فاجعه مرموز مانا، رودئوس گریرت و شاگرد سرسختش اریس بورئاس گریرت بهطور ناگهانی به قاره شیاطین منتقل میشن.
اونجا با جنگجویی قدرتمند به نام روئیجرد سوپردیا آشنا میشن؛ رهبر سابق گروه جنگجویان سوپرد. این سه نفر با هم یه گروه ماجراجویی به نام Dead End تشکیل میدن و خیلی زود بهعنوان تیمی موفق شناخته میشن.
رودئوس، اریس و روئیجرد در سفری طولانی و پرخطر، سراسر قاره رو طی میکنن تا بالاخره بتونن به خونهشون در فیتوا برگردن.
در این مسیر، رودئوس طبق راهنماییهایی که از خدای بیچهره، هیتوگامی گرفته، کیشیریکا کیشیریسو، امپراتور بزرگ دنیای شیاطین رو نجات میده.
کیشیریکا هم در عوض، یه قدرت عجیب و ناشناخته به رودئوس میده؛ قدرتی که فرصتهای تازه و بزرگی براش ایجاد میکنه.
اما هرچی رودئوس بیشتر به این توانایی مسلط میشه، کمکم مشخص میشه که این قدرت شاید بیش از حد خطرناک باشه؛ چون تهدیدهای غیرمنتظرهای سر راهشون قرار میگیره که میتونه سفرشون رو با مشکلهای جدی روبهرو کنه.