معرفی
یک داستان علمیتخیلی و تابستانی پر از تعلیق که در یک جزیرهی کوچک اتفاق میافتد.
شینپی آیجیرو، پسری است که دوست دوران کودکیاش، اوشیو کوفونه، فوت کرده است.
او بعد از دو سال، برای شرکت در مراسم خاکسپاری اوشیو به زادگاهش برمیگردد.
سو هیشیگاتا، بهترین دوست شینپی، شک دارد که مرگ اوشیو طبیعی نبوده باشد.
او حتی فکر میکند ممکن است نفر بعدی هم به زودی بمیرد.
روز بعد، یک اتفاق ترسناک رخ میدهد:
تمام اعضای خانوادهی همسایه بهطور ناگهانی ناپدید میشوند.
از طرفی، میو فاش میکند که اوشیو سه روز قبل از مرگش دربارهی چیزی به نام «سایه» صحبت کرده بود.
و اینجاست که رازهای تاریک جزیره کمکم خودشان را نشان میدهند…