ریریچیو که هنوز دنبال راهی برای تشکر از میکتسوکامی است، با پیامهای عجیب و هشداردهندهای روبهرو میشود. نگرانیها بالا میگیرد و همزمان حضور یک آدم پرسروصدا از گذشته، فضای عمارت را حسابی بههم میریزد.
7
نظر
ساقئ اینوسکه
من جای ریریچیو بودم همچین میزدم تو دهنش که هر بار خواست بگه نامزد بجاش خون تف کنه