پارت دوم از توکیو غول: دوباره با بازگشت کامل خاطرات کن کانِکی وارد مرحلهای سرنوشتساز میشه. حالا کانکی دوباره خودش شده، اما همین موضوع اون رو در دوراهی خطرناک بین انسانها و غولها قرار میده.
کانکی با زدن عینک—به نشانه شباهت به استادش آریما—مأموریت جدیدی میگیره: مدیریت بازجویی از اِتو، معروف به جغد تکچشم.
اِتو بعد از اینکه در یک کنفرانس خبری ماهیت غولی خودش رو فاش میکنه و از انتشار کتاب جدیدش حرف میزنه— کتابی که به گفته خودش قراره شکاف بین انسانها و غولها رو پر کنه— دستگیر و به زندان کوکلئا منتقل میشه.
اِتو در زندان، با اشتیاق منتظر بیدار شدن «پادشاه تکچشم»ه؛ اما به نظر میرسه فقط کانکی واقعاً میفهمه اون چه نقشهای در سر داره.
در حالی که آئوگیری تری برای نجات رهبرش به مرکز حمله میکنه، کانکی برای پیش بردن مأموریت مخفی جدیدش مجبور میشه از یکی از قدیمیترین دوستانش کمک بگیره.
این بخش، داستانی پرآشوب، هویتمحور و نفسگیره که نبرد نهایی بین انسان و غول رو به نقطه جوش میرسونه.