کانکی پس از آشنایی با تسوکیاما، غولی مرموز و شیفته ادبیات، درگیر پرسشهای تازهای درباره ریزه و جایگاه خودش میان انسانها و غولها میشود. همزمان، حضور کبوترها در منطقه بیستم فشار بیشتری بر زندگی تازه او وارد میکند.
8
نظر
OZ
این قسمت بار احساسی زیادی داشت 😐 دلم واسه طرف سوخت ؛ عجیبه که طرف نویسنده یه کاری کرده هیچ جوره غول های داستان شانس یه روز خوش دیدن رو ندارن