پس از درگیریهای سنگین در آنتیکو، کانکی با هیده روبهرو میشود و خاطرات دوستی و تصمیمهای گذشته دوباره به ذهنش برمیگردد. همزمان بازماندهها با پیامدهای حمله و انتخاب مسیر تازه برای ادامه زندگی دستوپنجه نرم میکنند.
چرا چرا چرا چرا چرا چرا هیده چرا مدیرـ نمیشد یکی دیگه بمیره مثلاً اون مو سفیده من تو این انیمه بیشتر از همه هیده و مدیر رو دوست داشتم هر دوشونم مردن الان فقط میتونم گریه کنم 😭😭😭😭😭 انقدر انیمه دیدم میتونم به جای چرا بگم ناندههههه نانده مانده ناندههههههه
1
دازای و چویا
مدیر نباید می مرد آخه بعدشم چطوری پسر پدرو خورد اینم که از هیده چرا این بلاها سرطانی میاد؟؟؟؟