مکس بعد از صبحی پر از غرغر، دوباره سراغ زندگی بیهدف و شلختهاش میرود؛ اما ارباب شیطان که نمیتواند دست از کنجکاوی بردارد، مخفیانه دنبالش راه میافتد. یک دختر عینکی عجیب هم کمکم دردسر تازهای به این خانه شلوغ اضافه میکند.