معرفی
کیوتارو که شیفتهی قتل و هر چیز تیرهوتار است، اغلب در خیالپردازیهای پیچیدهاش خود را در حال عملیکردن افکار تاریکش روی همکلاسیهای بیخبر میبیند. اما برخوردی غیرمنتظره با آنا یامادا—ستارهی زیبا و محبوب کلاس—جرقهای در تاریکی دلش روشن میکند.
این داستانی بهظاهر آشنا از دلبستن یک پسر منزوی به دختری محبوب است، با این تفاوت که هیچکدام آنطور که در نگاه اول به نظر میرسند نیستند. آیا کیوتارو و آنا میتوانند از انتظاراتی که از یکدیگر—و حتی از خودشان—دارند عبور کنند؟