آراراگی روز مادر از خانه فرار میکند و بیهدف به پارکی خلوت میرسد؛ جایی که سنجوگاهارا سر و کلهاش پیدا میشود. حرفهای تند و شوخیهای عجیبشان کمکم به دلخوری خانوادگی آراراگی و حالوهوای مرموز این روز گره میخورد.