لتی بعد از حرفهای ملکه درباره کلارک، برای اولینبار جدی به معنی عشق فکر میکند. بین گپهای بامزه با ماریا و لیلی و خاطرههایی که آرامآرام سراغش میآیند، احساساتش نسبت به شاهزاده برایش گیجکنندهتر میشود.